روز شمار حادثه کربلا در یک نگاه :

 

روز شمار حادثه کربلا در یک نگاه :

جدول زیر از مقاله‏اى با نام «البعد الزمنى فى الثورة الحسینیه» برگرفته شده که توسط آقاى احمد القاضى نگاشته شده و در شماره دوّم مجله رسالة الحسین (ع) چاپ شده است.

  

 

 

1- درخواست بیعت از سوى ولید حاکم مدینه

جمعه 27 رجب سال 60 ق

2- ملاقات دوم بین ولید و امام حسین (ع)

شنبه 28 رجب سال 60 ق

3- بیرون رفتن امام (ع) از مدینه

شب یکشنبه 28 رجب سال 60 ق

4- ورود به مکّه

شب جمعه 3 شعبان سال 60 ق

5- اقامت در مکّه

شعبان، رمضان، شوال، ذى‏القعده و ذى‏الحجه تا روز هشتم سال 60 ق یعنى چهار ماه و پنج روز

6- رسیدن اولین نامه‏هاى کوفیان به امام (ع)

چهارشنبه 10 رمضان سال 60 ق

7- بیرون رفتن مسلم از مکّه

دوشنبه 15 رمضان سال 60 ق

8- ورود مسلم به کوفه

سه شنبه 5 شوال سال 60 ق

9- شهادت مسلم

سه شنبه 8 ذى‏الحجه سال 60 ق

10- خروج امام (ع) از مکّه

سه‏شنبه 8 ذى‏الحجه سال 60 ق

11- رسیدن امام (ع) به سرزمین کربلا

پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61

12- ورود عمر بن سعد به کربلا

پنج شنبه دوم محرم سال 61 ق

13- سامان دهى سپاه از سوى عمر بن سعد و گفتگوهاى او با امام (ع)

از سوم تا ششم محرم الحرام سال 61 ق

14- ممانعت از سپاه امام (ع) از دسترسى به آب

سه شنبه 7 محرم 61 ق

15- حمله ابتدایى بر سپاه امام (ع)

پنج شنبه 9 محرم سال 61 ق

16- واقعه عاشورا

جمعه 10 محرم سال 61 ق

17- کوچ اسیران از سرزمین کربلا

بعد از ظهر روز شنبه 11 محرم سال 61 ق.

/ 7 نظر / 21 بازدید
(m)

سلام جناب طلوع حالتون خوبه؟ این ایام رو تسلیت میگم ایشالا که آخرین سالی باشه که بی امام زمان ع عزاداری میکنیم محرم بامعرفتی داشته باشید راستی ممنونم بابت پست های جون دارتون که پر از مطلبه واسه کسایی که میخوان بیشتر از منبرها بدونن....[گل]

(m)

هرچی این روزشمار میرسه به روزهای 9-10-11 دل آدم پر از استرس میشه انگار میخواد این واقعه دوباره امسال بیفته...

فاطمه...

مفید بود سپاس اجرتان با حضرتش.ع. التماس دعای شدید...

فاطمه...

این روز ها زینب(س) به ما شیعیان میگوید: خوشبحالتان... شما دیگر غربت امامتان را نخواهید دید... اما من... غربت 4 امامم را پیش چشمانم دیدم... آنگاه که مادرم را بین در و دیوار... و امامم را روی خاک های بی مرام کوچه ها کشان کشان بسوی مسجد دیدم... آنگاه که امامم از غربتش کسی جز مرا نداشت... و هنگامی که به کنار بسترش شتافتم چه خون ها یی که روزی خون جگرش شده بود بیرون میآورد... آن هنگام که امامم در اوج غربتش به من فرمود: روزی که مرا بی یاور خواهی یافت؛ دشمنت جلوی چشمانت بر سینه من نشسته و سر مرا جدا میکند و تو باید صبر کنی... و آن هنگام که برای حفاظت از امامم خود را روی بدنش انداخته تا او را اسیبی نرسد... و حتی غربت او را من درحال کتک خوردن ناموسش پیش چشمانش حس نمودم...

شمیم دل

سلام دوست عزیز پرسیدم از هلال ماه: چرا قامتت خم است؟ آهی کشید و گفت ماه محرم است. گفتم : گخ چیست محرم؟ با ناله گفتک ماه عزای اشرف اولاد آدم است. یا حسین (ع) مدد

حسنا

ربنا اتنا زیاره الحسین فی الدنیا و الاخره

زهرا

این یعنی 3 روز تشنگی... از لبهای علی اصغر خجالت می کشم که این سه روز آب می خورم