آزارش به مورچه هم نمی رسید

سبزی فروش محله می گفت:
یک روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریداری نمودند.
پس از نیم ساعت دیدم ایشان سبزی به دست به طرف مغازه ام می آیند، خیلی ناراحت شدم زیرا با خود فکر کردم که شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم و در فکر بودم که چه بگویم.

در همین خیالات بودم که دیدم ایشان با آن قد خمیده و چهره ملکوتی وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها را از کجا برداشتی و به من دادی؟
عرض کردم: چطور مگه؟

فرمودند: وقتی سبزی ها را منزل بردم، دیدم یک مورچه در میان سبزی ها است و احتمال دادم که لانه ی مورچه باید در درون مغازه شما باشد و من او را آواره کرده ام، حالا خودم او را آورده ام تا از جایی که برداشته ای بگذارم تا به راحتی به سوی لانه اش حرکت نماید.

┘◄ منبع : کتاب خاطراتی از آینه ی اخلاق صفحه39
.
.
.

✔ میرزا جواد آقای تهرانی، عارف بزرگی بود که در مشهد زندگی می کرد. با وجود سن بالا ... چهاربار به جبهه رفت و با رزمندگان اسلام در عملیات شرکت جست... با اینکه از رفتن ایشان به جبهه جلوگیری می کردند ایشان میگفت این فرصت جهاد دیگر به دست نمی آید و می خواهم از این فرصت بری تقرب به خداوند استفاده کنم .

بنا به وصیت خودشان در بهشت رضا(ع) مشهد زیر پای شهدا و بی نام ونشون دفن شدن... یعنی مزارش سنگ قبر نداره ...

✔ شادی روح این عالم فرزانه و شهدای 8 سال دفاع مقدس ** صلوات**
┘◄ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

/ 0 نظر / 40 بازدید