من واسطه‌ی فیض شدم. . . .

 

 

من واسطه‌ی فیض شدم. . . .

فردی می‌شناختم که چشم نداشت،

دست و پا هم نداشت. مرتب می‌گفت:الحمدلله !

گفتم: آقا تو چه داری که الحمدلله می‌گویی؟

نه چشم داری. نه دست داری. نه پا داری.

یک تکه گوشت فلج!

گفت: هرکسبه من نگاه می‌کند می‌گوید:

الحمدلله رب العالمین.

پس من وسیله شدم و رابطه شدم بین مخلوق و خالق.

مخلوق‌های غافل، به من نگاه می‌کنند، از غفلت در می‌آیند

و الحمدلله می‌گویند.

پس من واسطه‌ی فیض شدم.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید