خواستی تا همبازی کودکان حسین(ع) شوی

 
آن سید عزیز (سید حسن نصرالله)، عکس‌هایت را که دید، تا صبح به رثای تو سوخت و اشک ریخت.
از آن روز که شام، بوی حرمله گرفت.. 
شمشیر شامیان، به تار صوتی تو زخمه می‌زند،  
مگر نه آنکه حنجره تو، مأذنه‌ای است که بر ولایت علی(ع) شهادت داده بر روی نیزه‌های شام...
غربت آل علی(ع)، بلندترین فریاد گلوی توست. "حلقوم‌ها را می‌توان برید، اما فریادها را هرگز، فریادی که از گلوی بریده می‌آید، جاودانه خواهد ماند."
ای دختر علی(س)، ببین که چگونه خنجر اشقیای شام، در گلوی شیعه به اعتکاف نشسته!
آری! هنوز برای تو زنده می‌شود، تمام زخم‌های آن شهر هلهله...
زخم‌های کوچه‌های بی‌حسین(ع)...
ای دختر علی(س)!
هنوز فریاد "صلی علیک ملیکُ السماء" سر می‌دهی؟

***

تصویر بالا، مربوط به کودک «حجت‌الاسلام سید ابراهیم السید» است که تکفیری‌های وهابی، در حمله به روستای حطله در دیرالزور، سر او و اعضای خانواده‌اش را بریدند و سپس اجساد شهدا را تکه‌تکه کردند و مساجد و حسینیه‌های روستا را نیز به آتش کشیدند و تعدادی از زنان شیعه را نیز ربودند.
/ 3 نظر / 14 بازدید
سعید

دوست عزیز وبلاگ خیلی زیبایی داری من رو تحت تأثیر قرار داد با تشکر