گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

دوم محرم سالروز ورود سید الشهداء علیه السلام و عزیزانش

به سرزمین کربلا

 

 

امام حسین علیه السلام در روز پـنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 وارد کربلا شد که پس ‍از شنیدن نام کربلا دانست که به مـیعادگاه عاشقان رسیده است ، دستور داد تا اهل بیت فـرود آیند و خیمه ها را برافرازند

و ‏فرمود:

"این زمینى است که در آن کشته مى شوم و در آن مـدفـون مـى گـردم و اضافه فرمود: همراه پدرم ‏امیرالمؤمنین از اینجا عبور کردیم ، در این نقـطه مـتـوقـف شد و از نام این زمـین پـرسید و پس از شنیدن پاسخ ‏فـرمـود« اینجاست مـحل فـرود آمـدن کاروان آنها و اینجا است محل ریختن خون آنان» 

حضار عرض کردند یا امیرالمؤمنین این فرمایش شما درباره چه کسانى است ؟

امـام فـرمـود: جماعتى از خاندان محمد صلى الله علیه و آله و سلم در این زمین به شهادت مى رسند.‏

‏« آرى این سرزمـین مـحل محنت و بلا است ، اینجا میعادگاه عاشقان حق است اینجا وعده گاه مـلاقـات دوست ‏است ، در اینجا عـاشقـان بیقـرار و شوریده حال به وصال مـحبوب مـى رسند، اینجا لب تـشنگـان مـجروح و ‏داغـدار از جام وصال دوست سیراب مى گردند اینجا وعده گاه عشاق راه حق و حرّیت و آزادى و عدالت است .» ‏‏1

 

 

دعا و شکوه حسین علیه السلام :

پـس از آنکه خـیمـه برافـراشتـه شد

حسین عـلیه السلام اهل بیت و افـراد خـانواده و یارانش را جمع کرد و تصور ‏قطعه قطعه شدنشان را از ذهن گـذرانید، اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و دست به دعا برداشت و با خداى ‏خود به راز و نیاز پرداخت و از گرفتاریها شکوه کرد و فرمود:

‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد که ما را از خانه و کاشانه مان بیرون کردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم کردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمکار پیروز گردان .»

و نیز براى اینکه یاران ابى عبدالله موقعیت خود را بدانند و در تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

به یاران و انصارش خطاب کرد و فرمود: ‏

‏« مردم بنده و برده دنیایند و دین لقلقه زبان آنها است از هر سو که زندگیشان تامین شود به همـان سو مـى ‏چـرخـند هرگـاه به گـرفـتـاریها مـبتـلا شوند دینداران تقلیل خواهند یافت .»2

ادامه مطلب در ادامه مطلب :


اولین سخنرانى امام در کربلا

محرم، کربلا

پـس از آنکه حسین علیه السلام و یارانش در کربلا مستقر شدند اولین سخنرانى خود را به این ترتیب ایراد کرد:

‏«پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: بطوریکه مى بینید کار ما به اینجا رسیده و دنیا تـغـییر یافـتـه بدیهایش به ما ‏روى آورده و نیکى هایش به ما پشت کرده و از حیات و زندگـى مـا باقـى نمانده است مگر جرعه کمى همانند ‏رطوبتى که در ته کاسه بعد از تـخـلیه مـى مـاند و زندگـى پـستـى مـانند چـراگـاه خـشک آیا نمـى بینید که به ‏حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگیرى بعمل نمى آید، در چنین حالتى مؤمن حقا باید مشتاق لقاى پروردگار ‏باشد (یعنى مرگ را آرزو مى کند.)

پـس بدرستى که من مرگ را جز سعادت و رستگارى نمى دانم و زندگى با ستمکاران را جز محنت و رنج و ‏ملالت و ذلت نمى یابم . »3

نکتـه : هدف امام حسین علیه السلام از این سخنرانى این بود که یاران را به مسئولیتى که بر عهده دارند توجه ‏دهد تا در انجام آن بکوشند.

 

پاسخ دلنشین یاران حسین

یاران حسین حقـا هدف امـام را درک کردند و هر یک پـاسخ مـثـبت دادند قـبل از همـه زهیر بن قـین برخـاست و ‏گـفـت : خـدا تـرا هدایت کند اى فـرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سخنانت را شنیدیم ، اگر دنیا ‏براى ما الى الابد باقى بود و ما در آن زندگى جاودانه و همیشگى داشتیم جنگ و کشته شدن در رکاب تو را بر ‏زندگى همیشگى در این جهان ترجیح مى دادیم .

سپـس نافـع بن هلال بجلى برخـاست و عـرض کرد: یابن رسول الله (شمـا از رو گـرداندن مـردم ناراحت نباشید) ‏که جدتـان رسول خدا نتوانست محبتش را در دل همه مردم جاى دهد که گروهى منافق به او وعده نصرت مى ‏دادند ولى در باطن با او مکر و حیله کردند، در برخورد با پیامبر بسیار گرم و جذاب بودند ولى در خفاء سخت ترین ‏دشمنى را انجام مى دادند تا آنکه خدا او را به جوار رحمت خویش خواند، و نیز پدر شما در یک چنین موقعیتى ‏قرار داشت یک گروه و جمعیت تصمیم بر یاریش گـرفـتند و در کنار او با دشمنانش جنگیدند و سه گروه دیگر با او ‏جنگیدند تا اجلش ‍فرا رسید و امروز شما هم در چنین موقعیتى قرار دارید، هر که عهدشکنى کند و بیعت خود را ‏نقض نماید جز به خودش لطمه نمى زند و خداوند از بندگانش بى نیاز است ما در اطاعـت شمائیم ما را به هر ‏سو مى خواهى اعزام فرما به شرق یا به غرب ، بخدا قسم از مـقـدرات الهى ناراضى نیستیم و از لقاء پروردگار ‏هم خوشحالیم نیت و عقیده ما آن است که دوست بداریم هر که را که شما دوست دارید و دشمن بداریم هر ‏که را که شما دشمن دارید.

بیشتـر یاران حسین عـلیه السلام همانند نافع سخن گفتند و امام علیه السلام از آنان تقدیر و تشکر کرد.4

 

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى

بر گرفته از سایت تبیان

پی نوشت ها:‏

‏1- الحسین فـى طریقه ص 143 کامل ج 3 / ص 379 - اعیان الشیعه ج 1 / ص 598.

‏2- حیاة الحسین ج 3/ص 97 - بلاغة الحسین ص 35.

‏3- بلاغة الحسین ص 34 - اعیان الشیعه ج 1/ص 598 - ابصارالعین ص 7 - حیاة الحسین ج 3/ص 98.

‏4- حیاة الحسین ج 3/ص 98 - اعیان الشیعه ج 3/ص 598 - بلاغة الحسین ص 34 - ابصارالعین ص 7 و عقدالفرید ‏ج 4/ص 380.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٧ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak