گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

آیت الله فهری در مورد زندگی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نقل می‌کنند:
یکی از مردان پیشتاز این راه مرحوم عارف بالله آیت الله حاج میرزا جواد ملکی قدس الله نفسه الزکیه است  که در این میدان گوی سبقت از همگان ربود.

این مرد بزرگ با اینکه در مقام عرفان مقامی بس والا دارد و از اعظم فقهای "صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهوائه و مطیعا لامر مولاه" به شمار می آید.

اوایل عمر شریفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس اساتید بزرگ حاضر شده  و استادش در فقه، مرحوم آیت الله "رضا همدانی" و در اصول، علامه "ملا محمد کاظم خراسانی" و در عرفان و اخلاق و سلوک، آیت الله "آخوند ملا حسینقلی همدانی" رضوان الله علیهم اجمعین بوده است.


میرزا جواد ملکی تبریزی روز یازدهم ذیحجه سال ۱۳۴۳ قمری درگذشت. آرامگاه ایشان در قبرستان شیخان شهر قم قرار دارد


 


***

می‌فهمید گناه یعنی چه! شخصی در جلسه، پشت سر دیگری غیبت کرد. حرف‌هایش به گوش میرزا جواد آقا ملکی تبریزی خورد. با ناراحتی فرمود: چهل روز مرا به زحمت انداختی!

- گناه یعنی خدا فروشی! ادعای محبت و دوستی با خدا چطور با گناه جور در‌می‌آید؟ هم خدا را دوست داشته باشیم و هم با او مخالفت کنیم؟! هم عاشق خدا باشیم و اوامرش را زیر پا بگذاریم؟! هم...


***


یک روز میان درس این آیه را خوانده بود: «الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا...» و بین بحث فرموده بود: نمردم و در وادی السلام نجف اشرف به رأی العین دیدم که ارواح مؤمنین دور هم حلقه زده‌اند.

- چشم ظاهر که بسته شود و هر چیزی را نبیند، چشم بصیرت باز می‌شود.

برگرفته از کتاب بی‌قرار/ حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمة الله علیه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٤ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak