گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

شیعیان دمشق روز هیجدهم شعبان را بیاد حضرت رقیه سلام الله علیها جشن تولد میگیرند .

البته باتوجه به اینکه سندی در رابطه با ولادت بی بی در دست نیست 

ولی از باب تبرک و امید عنایتی از آن خانم چند شعر به همین مناسبت مینویسم . امیدوارم مورد قبول حضرتش واقع شود :

  

زمین دوباره پر از آیه های کوثر بود
تمام شهر پُر از بوی عود و عنبر بود
به ناز مقدم یاسی به عطر دلکش سیب
تمام پهنه ی ارض و سما معطر بود

به گرد ماه وجودش ستاره می گردید
مهی که یک سر و گردن ز ماه هم سر بود
برای آنکه قدم روی خاک نگذارد
فرشته ریخته بود و زمین پُر از پَر بود

عجیب نیست که این قدر شاه بوسیدش
به جان فاطمه خیلی شبیه مادر بود
سروده شد غزل عاشقانه ی
ارباب رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

*****
دوباره فاطمه ای پای در رکاب
زده
کرشمه کرده طعنه به ماهتاب زده
برای آنکه مبادا نظر کنند او راحسین
فاطمه بر چهره اش نقاب زده

مسیر آمدنش را زد عمه جان جارو
به اشک شوق عمو خاک
کوچه آب زده
بگو به ماه فلک دیده ی حسودت کور
که بوسه بر روی این ماه آفتاب زده

سه سال آمد و پر زد از آن زمان تا حال
فلک به خاطر رؤیاش سر به خواب زده
سروده شد غزل عاشقانه ی ارباب
رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

*****
ادامه در ادامه :



دلم به پیش حضور تو اعتکافی شد
که عشق های دگر پیش من خرافی شد
سه صفحه خورد ورق از کتاب تو امانشان
فاطمه بر جلد آن صحافی شد

سه ساله بودی و یاد آور غم زهرا
وَ لحظه لحظه ی آن روضه موشکافی شد
تمام کینه ی حیدر به روی بابایت
وَ بغض فاطمه روی سرت تلافی شد

غلاف و سلسله و تازیانه بود اما
سنان و کعب نی و خار هم اضافی شد
طواف حاجیه خانوم سید الشهدا
به دور کعبه ی سر بود عجب طوافی شد

سروده شد غزل عاشقانه ی ارباب
رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

 

*****

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳۱ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak