گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

اول مهرماه و همزمان با دهه کرامت

نائب الزیاره همه دوستان بودم

 

 

 

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‏ اى

آب از هیبت عباسى تو مى‏ لرزد
بى عصا آمده‏ اى حضرت موسى شده‏ اى

به سجود آمده‏ اى یا که عمودت زده‏ اند
یا خجالت زده‏ اى وه که چه زیبا شده‏ اى

یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده ام را به تماشا شده‏ اى

سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى
کمى هم فکر خودت باش ببین تا شده‏ اى

مانده‏ ام با تن پاشیده‏ ات آخر چه کنم؟
اى علمدار حرم مثل معما شده‏ اى

 

 

 

 

مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پاى چه کسى پا شده‏ اى

تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏ اى

 

التماس دعا

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱۱ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak