گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

حضرت مسیح (ع) در مسیر سفر به چوپانى گذر کرد که در علفزارى مشغول چرانیدن گوسپندان بود، با وى به نحو اختصار به گفتگو نشست و گفت: اى چوپان عمرت را در چوپانى هزینه کردى، اگر در کسب دانش و علم مصرف مینمودى بهتر نبود؟

 
چوپان گفت: اى پیامبر خدا من شش حقیقت را که خلاصه و زبده همه حقایق و علوم است آموختهام و به آن عمل مینمایم و دیگر نیازى به تحصیل دانش ندارم.
 
نخست این که تا حلال خدا بر سفره رزق و روزى هست، حرام نمى خورم و حلال خدا هرگز نقصان نمى یابد تا من به حرام نیازمند شوم.


 
دوم: تا صدق و راستى هست دروغ نمى گویم، و صدق و راستى هرگز کاهش نمى یابد تا به جبران آن به دروغ نیاز پیدا کنم.
 
سوم: تا عیب خود را مشاهده میکنم به عیب دیگران سرگرم نمى گردم و هنوز از عیوب خویش رهائى نیافته و پاک نشده ام تا به عیب دیگران بپردازم.
 
چهارم: تا گنجها و خزانه هاى حق را خالى نبینم به مال و ثروت مردم و خزینه هاى آنان طمع نمى کنم، و هنوز خزانه و گنج خدا و رزق و روزیش پایان نیافته و هرگز پایان نمى پذیرد تا براى روزى خود وجودم را به بیعارى و بیکارى بزنم و در خانه مردم بروم و به اموال آنان چشم طمع دوزم.
 
پنجم: تا ابلیس این رئیس ملعون شیاطین هلاک نشود از وسوسه او ایمن و غافل نمى شوم و هنوز نمرده و تا قیامت هم نمى میرد تا من از مکر و وسوسه اش در امان باشم.
 
ششم: تا هر دو پاى خود را در بهشت نگذاشته ام خود را از عذاب و عقاب در امان نمى بینم و هنوز به بهشت در نیامده ام تا براى خود از عذاب نجات بینم.
 
مسیح گفته هایش را تصدیق کرد و به او گفت همه علوم در تو جمع شده است و دانش اولین و آخرین همین است که تو خوانده و میدانى.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak