گفتگوی دوستانه

هر چه گفتیم غیر صحبت دوست ...... در همه عمـــر از آن پشـیمانیـــــــــم

 

گاهی وقتها آدم با چیزایی روبرو میشه که احساس می کنه راحت تره بگه :

« نه بابا دروغه ! »

یا بگه : « مگه میشه ؟ مگه داریم ؟؟ »

اینطوری وجدانش راحت تره !

این نامه دست نویس و ساده که هزاران کلاس درس توش نهفته است رو ببینید از همونهایی است که گفتم :

 

 

 

 

بله درست است

یک نامۀ واقعی

و این نامه و از این قبیل نامه های باور نکردنی درحالی که رقم فیش های لو رفته برخی از مدیران طی روزهای اخیر در کانون توجهات قرار گرفته ، در فضای مجازی حیرت
کاربران را به همراه داشته است.

80 یا 400 شاید هم کمی بیشتر و هنوز صلاح نیست پرده رسوایی اش بیفتد، حقوق های نجومی و نامتعارف که برخی مدیران ارشد نهاد های دولتی دریافت می کنند،

در همین حال و هوا انتشار این دست فیش های حقوقی در شبکه های اجتماعی، تصویری از نامه شهیدی منتشر شده، شهید ذبیح الله عالی نوشته است :

زمین زراعی دارم و درآمدم خوب است

لطفا دوهزار تومان از حقوق ماهیانه من کسر کنید؛


چنین نگاهی در سال های دفاع مقدس پیروزی رزمندگان را منجر شد، نامه زیر نمونهٔ خوبی است برای سنجش رفتار مسئولین که امروز در ادارات و نهادهای دولتی حقوق می‌‌گیرند و عملاً ادارات دولتی را میدان مسابقه‌ای کرده‌اند برای کار کمتر و دریافتی بیشتر.

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٢۸ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

 

ماه رمضان شد، می و میخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

 

افطاری با شکوه حرم مطهر امام رضا علیه السلام بزرگترین سفره افطاری منسجم دنیا است  که در هر وعده 12 هزار غذا جهت این ضیافت بی نظیر در آشپزخانه حضرت طبخ می شود و با تهیه و بسته بندی مخلفات متناسب با سفره افطار بر سر سفره ها چیده و شود

پس از اذان و اقامه نماز جماعت روزانه حدود 12 هزار نفر بر سر این سفره افطاری که در یکی از صحن های حرم امام رضا علیه السلام آماده شذده است می نشینند.

 

و نکته قابل توجه این ضیافت بزرگ این است که بیشتر قشر ضعیف و متوسط جامعه بر سر این سفره حضور پیدا می کنند .

زیبایی و شکوه این سفره ها ، وقتی با مهمان نوازی و برخورد گرم خادمین حرم آقا همراه می شود دو چندان می شود .

 

ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/۱۸ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ...

ماه مبارک رمضان از راه رسید با حال و هوای معنوی و شور و نشاط خاص خودش

یکی از رسم های زیبا و جذاب این ماه که از دیر باز در بین مردم مرسوم بوده است برپایی مجالس و مهمانی های افطاری است .

 

برای پی بردن به فضلیت و ثواب فراوانی که خداوند متعال بر این مهمانی ها قرار داده است به چند روایت نظری می افکنیم :

در روایت است که: هیچ چیز مانند غذا دادن و قربانى کردن انسان را به خداوند متعال نزدیک نمی‌کند. (بحارالانوار، ترجمه ج 67 و 68، ج‏2، ص347) در این میان افطاری بهتر و برتر است .

 

ادامه مطلب در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/۱۸ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

آیا این نام (رقیه) درست و صحیح است؟

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است.[1]



اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.

دو خطاب از امام حسین علیه السلام در کربلا در مصادر شیعی آمده است که یکی از دختران حرم خود را با نام رقیه صدا زده است.

1)- "یا اختاه یا ام کلثوم، و انت یا زینب و انت یا رقیه و انت یا فاطمه و انت یا رباب، ...”.[2]

2)- "ثم نادی: یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام”.[3]

اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین (ع) ذکر کرده‌اند اما علامه ابن شهر آشوب و محمد بن جریر طبری، سه دختر به نامهای سکینه فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت برشمرده‌اند.

در میان محدثان قدیم تنها علی بن عیسی اربلی ـ صاحب کتاب کشف الغمه (که این کتاب را در سال687 ه ق تألیف کرده است) به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین (ع) شش پسر و چهار دختر داشت ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب سکینه و فاطمه را نام می‌برد و از چهارمی ذکری به میان نمی‌آورد.

احتمال دارد که چهارمین دختر همین رقیه (ع) بوده است.

علامه حائری در کتاب معالی السبطین می‌نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می‌نویسند "امام حسین (ع) دارای ده فرزند، شش پسر، و چهار دختر بوده است.

سپس می‌نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری و رقیه علیهن السلام.
آنگاه در ادامه می‌افزاید: رقیه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش "شاه زنان" دختر یزجرد بود.[4]

باید دانست که گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند مثلاً طبق قرائتی به احتمال قوی همین حضرت رقیه (س) را فاطمه صغری می‌خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است.

بهرحال از لحاظ تحقیقی هیچ استبعادی وجود ندارد که نام این دختر امام حسین (ع) رقیه باشد.


نظر دو تن از مراجع تقلید در خصوص دختر سه ساله امام حسین‌(ع)  

پنجم صفر سالروز شهادت ریحانه  امام حسین(ع) حضرت رقیه‌(س) است که سندی بر مظلومیت خاندان پیامبر‌(ص) می‌باشد، عده‌ای از ارادتمندان به ساحت قدسی اهل بیت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌ای که در برخی محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقلید شیعه در این خصوص را با طرح 4 سؤال جویا شده‌اند.

1-صحت وجود دختری با مشخصاتی که ارباب مقاتل در مورد کیفیت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (درخرابه شام) چیست؟

2-صحت انتساب چنین دختری به امام حسین‌(ع) چگونه می‌باشد؟

3-صحت انتساب حرم موجود در نزدیک دمشق به دختری به نام حضرت رقیه‌(س) چگونه است؟

4-با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌های حضرت عالی انجام نذر و ادای آن دارای چه حکمی است؟

متن کامل نظرات این دو مرجع تقلید تقدیم می‌گردد:

 

ادامه مطلب در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٤ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


با سلام خدمت مهدوی یاوران عزیز

خواهشا متن زیر را بخوانید و کمی فکر کنید...


در این باره مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (ره) بیان داشته اند:

زمانی که در سامرّا مشغول تحصیل علوم دینی بودم، اتفاقاً اهالی سامرّا به بیماری وبا و طاعون مبتلا شده بودند و همه روزه عده ای می مردند.

روزی جمعی از اهل علم در منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکی (ره) بودند؛ ناگاه مرحوم آقای میرزا محمد تقی شیرازی (ره) که در مقام علمی مانند مرحوم فشارکی بود، تشریف آوردند و صحبت از بیماری وبا شد که همه در معرض خطر مرگند.

مرحوم میرزا فرمود:

«اگر من حکمی بکنم آیا لازم است انجام شود یا نه؟»

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٤ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

تعصب یعنی استوار بودن بر نظر و عقیده ای

و حاضر بودن بر این که بخاطر آن عقیده و نظریه از خیلی منافع دیگر محروم شدن و با این تعصب دین و ناموس انسان حفظ می شود

تعصّب در عین حالی که گاهی لازم است اما تعصب بی جا در اسلام جایگاهی ندارد بلکه نکوهش هم شده است

 

 

خداوند در قرآن می فرماید :

إذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهُمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلیَّةِ فَأنْزَلَ اللّه ُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ ألْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوَى وَ کانُوا أحَقَّ بِها وَ أهْلَها وَ کانَ اللّه ُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیما» . ۱

یعنی :

«آن گاه که کافران تعصّب جاهلى را در دلهاى خویش قرار دادند، خداوند نیز آرامش خود را بر دل پیامبرش و مؤمنان فرو فرستاد و تقوا را همراهشان کرد که آنان به تقوا سزاوارتر و شایسته تر بودند و خدا بر هر چیزى داناست».

و در روایات نیز در این مورد اشاراتی شده است به عنوان نمونه به دو حدیث از پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ذکر می شود :

رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله: مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فقَد خَلَعَ رِبْقَ الإیمانِ مِن عُنُقِهِ ۲ 

و در حدیث

منَ کانَ فی قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِیَّةٍ بَعَثَهُ اللّه ُ یَومَ القِیامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِیَّةِ . ۴

 

ترجمه احادیث:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود :

کسى که تعصّب بورزد یا برایش تعصّب ورزیده شود، حلقه ایمان را از گردن خویش باز کرده است.

و در حدیث دیگری فرمود : هر کس در دلش به اندازه دانه خردلى عصبیّت باشد، خداوند در روز قیامت او را با اعراب جاهلیت برانگیزد.

-----------------------------------------------------

1.الفتح : ۲۶. (و میتوان به آیات دیگری نیز رجوع کرد : مریم : ۷۳ ، ۸۱ ، المؤمنون : ۳۳ ، ۳۴ ، الشعراء : ۱۱۱ ، الزخرف : ۵۲ ، ۵۳ ، الحجرات : ۱۴)

2.الکافی : ۲/۳۰۸/۲ .

3.الکافی : ۲/۳۰۸/۳ .

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٧ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

رضایت داشتن از قسمت و کم کردن سطح توقعات موضوعی است
که در سبک زندگی می تواند گره گشا باشد.
این موضوع در آیات و روایات هم مورد توجه قرار گرفته است.  
آیات 22 و 23 سوره مبارکه حدید
و آیه 155 و 156 سوره مبارکه بقره
و آیه 17 سوره مبارکه لقمان به بررسی راضی بودن به قسمت الهی و کاستن از
خواسته ها اشاره نموده است.
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز در روایتی بی نیازی را در رضایت داشتن به
قسمت دانسته و می فرمایند:

بی نیازی یعنی رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند کم‌ باشد.

 

 

تحف العقول - ص228

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()

سبزی فروش محله می گفت:
یک روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریداری نمودند.
پس از نیم ساعت دیدم ایشان سبزی به دست به طرف مغازه ام می آیند، خیلی ناراحت شدم زیرا با خود فکر کردم که شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم و در فکر بودم که چه بگویم.

در همین خیالات بودم که دیدم ایشان با آن قد خمیده و چهره ملکوتی وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها را از کجا برداشتی و به من دادی؟
عرض کردم: چطور مگه؟

فرمودند: وقتی سبزی ها را منزل بردم، دیدم یک مورچه در میان سبزی ها است و احتمال دادم که لانه ی مورچه باید در درون مغازه شما باشد و من او را آواره کرده ام، حالا خودم او را آورده ام تا از جایی که برداشته ای بگذارم تا به راحتی به سوی لانه اش حرکت نماید.

┘◄ منبع : کتاب خاطراتی از آینه ی اخلاق صفحه39
.
.
.

✔ میرزا جواد آقای تهرانی، عارف بزرگی بود که در مشهد زندگی می کرد. با وجود سن بالا ... چهاربار به جبهه رفت و با رزمندگان اسلام در عملیات شرکت جست... با اینکه از رفتن ایشان به جبهه جلوگیری می کردند ایشان میگفت این فرصت جهاد دیگر به دست نمی آید و می خواهم از این فرصت بری تقرب به خداوند استفاده کنم .

بنا به وصیت خودشان در بهشت رضا(ع) مشهد زیر پای شهدا و بی نام ونشون دفن شدن... یعنی مزارش سنگ قبر نداره ...

✔ شادی روح این عالم فرزانه و شهدای 8 سال دفاع مقدس ** صلوات**
┘◄ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢۱ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط محمدرضا طلوع نظرات ()


Design By : Pichak